تبليغاتX
The Golden Road of Samarqand



از پس این پرده لرزنده میبینم

 که میخندی چو میگریم
نیز میبینم،
                - به نا دلخواه -
                     که چو هر باریدن و تابیدن دیگر
اشک من بی سود و لبخند تو بیهوده ست.

بی خیال از ما ، جهان  سرگرم کار خویش:
هرچ  ازو امروز بینی،
ور به دیگر سانی و گونی،
نیز دی بوده ست.

وینک اینجا ما نشسته ایم،
با همه دوری ز یکدیگر، به هم نزدیک:
همچو گامی پیشتر زآغاز  و  گامی پستر از فرجام.

و من انگار از پس این پرده میبینم
                          که میخندی چو میگریم.
و نمیدانم چرا آن خنده خوش حالت شیرین ؟
و نمیدانم چرا این گریه بی حال بی تسکین؟

و نمیدانم ...
           باری

ای از گریه اینجا که من تا خنده آنجا که تو
گمنای هر شب راه !

هیچ میدانی؟

که ستاره ی بامدادان و ستاره ی  شام
تک ستاره ای ست با دو نام ؟


« دور و بس نزدیک » از اسماعیل خویی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/07ساعت 20:18  توسط   | 





آمریکا 1957: اولین روز "دروتی کانتس"، در دبیرستان "هری هاردینگ" .*

دروتی از اولین دانش آموزانی سیاه پوستی که نمره ی قبولی دبیرستان را آورده، در راه مدرسه و در اولین روز

سال تحصیلی. او از شدت تمسخر و اذیت و آزار دانش آموزان تنها 4 روز در مدرسه دوام آورد.


عکس > داگلاس مارتین Douglas Martin

عکس برگزیده World Press Photo در سال 1957

* Dorothy Counts at the Harry Harding High Schoo

(ننوشتن درباره ی این عکس بسیار سخت است ...
اما قرارمان در بخش دریچه کم گویی و خواندن همه چیز در خود تصویر است.)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/03ساعت 17:57  توسط   |