تبليغاتX
The Golden Road of Samarqand

کاریکاتور های برگزیده ی مجله تایم


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/19ساعت 16:23  توسط   | 


                                                                                                       (عین. ر)

از پرتاب کفش آن روزنامه نگار عراقی به جرج بوش چند هفته ای می گذرد.

با اینکه بسیاری آن را ناچیز، بی مزه، جهان سومی و ... نامیدند و بسیاری آن را فقط در حد یک کار جالب دانستند، 

و یا عده ای دیگر از آن در جهت تایید وجهه ی خود استفاده کردند.

در کشور خودمان تلوزیون همان بلایی را سر این خبر و تصاویر آن آورد که سر آهنگ سریال امام علی و موسیقی متن

 فیلم از کرخه تا راین و سمفونی نینوا و صدها موسیقی و فیلم و تصویر و موضوع دیگر.

با این وجود، من به شدت آن حرکت را «از دل برخاسته» می دانم و تنها دلیل ام هم این است که بر دل جهان نشست 

و بر افکار عمومی تاثیر گذاشت.

بازی های ساده کامپوتری، کاریکاتورها و خبرهای مربوط به بالا رفتن فروش شرکت تولید کننده ی آن کفش، بلافاصله 

همه جا پخش شد ... و کفش را به نمادی از «تنها سلاح یک انسان بی سلاح» بدل کرد.

«با وجود بی سلاحی، جنگیدن»، از زیباترین بیان ها در طول تاریخ جنگ ها میان آدمیان بوده است و با یک مرور 

کوتاه بر تاریخ حماسه های جهان می توان دید که: «جنگ های نابرابر» همیشه میدان حماسه اند. 

اما نه حماسه ی مظلوم واقع شدن و شکست خوردن از دشمنی که ظالم و قوی تر بود -که این بیشتر تراژدی است 

تا حماسه- ، که کوتاه نیامدن از نبرد، هنگامیکه از آغاز آن، نتیجه اش معلوم است ... و خونین.

نمی دانم ... شاید ۵۰ سال دیگر بگویند آن قصه ی پرتاب کفش ساختگی بود ... اما هیچ عیبی ندارد ! 

چرا که بر دلهای مردم جهان نشست و برای دقیقه هایی التهاب آنها را فرونشاند ...

چرا که از همه ی محکوم کردن ها، قطعنامه ها، و فحاشی های یخ و بی اثر دیپلماتیک بیشتر کار کرد.  


+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 20:38  توسط   |