تبليغاتX
The Golden Road of Samarqand

                                                                                 (عین . ر)

            

روی جلد شماره ی ماه فوریه مجله تایم که مقاله ای درباره ی نبرد غزه است.


سیاسیون و مطبوعاتی های ریز و درشت دنیا در ارزیابی این گونه وقایع و جنگ ها همیشه با این سوال

بی جواب روبرو هستند که آخر چگونه نبرد های نابرابر به نتیجه نمی رسند. چگونه ارتش اسراییل با آن

اوصاف از پس حزب الله و حماس و نهضت های کوچک مقاومت بر نمی آید ؟ چگونه آمریکا از ویتکونگ-

های گرسنه شکست می خورد ؟ چگونه رژیم آپارتاید سرنگون می شود ؟

دلایل بسیاری برای شکست ناباورانه و مفتضحانه ی اسراییل در جنگ سی و سه روزه با حزب الله یا جنگ غزه

گفته شد: از دلایل استراتژیک و ژئوپالتیک تا وضعیت جنگهای چریکی یا آشنای به مناطق جنگلی و ...

اما خط نامریی دیگری، بند اتصال و اشتراک پیروزی طرف های ضعیف تر در جنگهای نابرابر است. خطی که

بیشتر از تحلیل ها و اصطلاحات و کلمات جنگی، از کلمه های چون ایمان، حق و باطل* گذر می کند.



(* با خود شرط کرده بودم که دستمالی و شعاری شدن اینگونه کلمات در فرهنگ امروزمان، مرا از به کاربردن

آنها باز ندارد، اما هر با که به کارشان می برم انگار التماسی همراه آنهاست که از مخاطب می خواهد، معنی

دستمالی شده و «تلوزیونی» این گونه کلمات را از ذهنش دور کند و دوباره بخواندشان.)


ترانه ی We Will Not Go Down که قبلا در این بخش آورده شده بود، اشاراتی از این دست

دارد. دقت کنید که در یک ترانه ی ساده ی پاپ -که برای عموم مردم ساخته می شود- به راحتی وبدون ترس

از پیچیده شدن و فلسفی شدن حرفش، در مقابل آن همه ظلم و تجاوز و خانمان سوزی، فانی نبودن روح را

قرار می دهد که برای هر انسانی قابل درک است.


«هرگز تسلیم نخواهیم شد»

نور سفید کور کننده ای

امشب آسمان غزه را روشن کرد
مردم برای پناه گرفتن می دویدند
و نمی دانستند مره اند یا زنده

با تانک ها و هواپیما هایشان آمدند
با شعله های ویرانگر سوزان
... و حالا چیزی باقی نمانده
به جز صدایی که از میان غبار و دود برمی خیزد:
بدون مبارزه
عقب نخواهیم نشست
شب ما را نخواهد بلعید
شما می توانید خانه ها و مسجد هایمان را بسوزانید
ولی روحمان هرگز نخواهد مرد
و امشب درغزه
تسلیم نخواهیم شد

زنان و کودکان
هر شب در غزه قتل عام می شوند
و «مثلا رهبران» دنیا
از دور نشستند و بحث کردند که حق با کیست
ولی واژگان ناتوانشان بیهوده بود
و بمبها همچنان مثل باران اسیدی فرو ریختند
ولی باز هم در میان اشک و خون و درد
می توانید آن صدا را از میان غبار و دود بشنوید:
بدون مبارزه
عقب نخواهیم نشست
شب ما را نخواهد بلعید
شما می توانید خانه ها و مسجد هایمان را بسوزانید
ول روحمان هرگز نخواهد مرد
و امشب درغزه
تسلیم نخواهیم شد

(ترجمه: ریما)


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت 19:0  توسط   |